راضی به جهنم
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:21
کاش نمیدیدم،کاش مرگ انسانیت را نمیدیدم کاش کور بودم نمیخواهم نور را، من به تاریکی کفایت میکنم چون که دنیارا قیامت میکنم من به تاریکی قنائت میکنم با ناله ی فقر فریاد عریان را قرائت میکنم (اگر دستم رسد بر چرخ گردون ،ازو پرسم که این چون است و آن چون،یکی را میدهد صد نازو نعمت ،یکی را نان جو آلوده بر خون...
شب هیاهو#شعر از خودم
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:15
آن شب که لعل لبت خوردم و مَست شدم از آن شب در چشم خیلی ها پَست شدم خودم هم میدانستم که راهیِ بن بست شدم آن شب که با گیسوانت هم دَست شدم من مَست شدم،پَست شدم ،راهی بن بَست شدم آن شب که نیست بودم و در آغوشت هَست شدم من در شهر چشمانت غریب بودم اما با چشمان مهمان نوازت یکدست شدم #hadipishbin.blogfa.com ...
باران خشکسالی
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:15
دیروز باران میبارید در خیابان و شهر نه آسمان نبود که محبت میکرداین دشت نبود که سیراب میشد عاشقانه ها زیر باران قدم نمیزدند چون قرار جدایی عشق بود دیروز باران میبارید اما هیچ گاه شمع دونی های حیاط خانه با طراوت نگشتند جوجه هایی که از تشنگی دهانشان را باز کرده بودند و از آسمان التماس میکردند سیراب نشد...
راضی به جهنم
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:15
کاش نمیدیدم،کاش مرگ انسانیت را نمیدیدم کاش کور بودم نمیخواهم نور را، من به تاریکی کفایت میکنم چون که دنیارا قیامت میکنم من به تاریکی قنائت میکنم با ناله ی فقر فریاد عریان را قرائت میکنم (اگر دستم رسد بر چرخ گردون ،ازو پرسم که این چون است و آن چون،یکی را میدهد صد نازو نعمت ،یکی را نان جو آلوده بر خون...
#شعر از خودم
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:15
شمع مهیاست ولی پروانه دیگر یارنیست مجنون را با لیلای بی عشق کار نیست دیگر خسروی را مانع شیرین و فرهاد نیست فرهاد این دوران در عشق شیرین بیمار نیست ساقی و خُمره و خَمر مهیاست ولی میخواره ی این میکده دیگر خمار نیست عشق جای خود را با هوس تغییر داد هیچ کس در بند عشق شب تا سحر بیدار نیست مکتب عشق خالی از...
شعر کارو
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 7:11
تو غلط میکنی اینگونه دل از ما ببری! سرخود آینه را غرق تماشا ببری ! مرده شور من عاشق که تو را میخواهم! گور بابای دلی که به اغوا ببری ! چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم! به چه حقی مثلاً شهرت لیلا ببری! به من اصلاً چه که مهتابی و موی تو بلند! چه کسی گفته مرا تا شب یلدا ببری! بخورد توی سرم پیک سلامت بادت
عشق نامحدود
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 7:11
بنام عشقی که تو در من ساخته ای بنام عشقی که تو در آن تاخته ای به یاد عشقی که در آن دمیده ای همان عشقی که حال از آن رمیده ای قسم به عشقی که تو آفریده ای ندیده چشم من ،بعد تو هیچ پدیده ای قسم به عشقی که تو درآن پدیده ای بگو که تو از من دل نبریده ای لایق عشق تو نبودم که اینگونه تو از وجود من به لب رسی
عشق یه چیز خاصه
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 7:11
هر کسی به یک چیز عشق میورزد اما از نظر من عشق به خدا در مرتبت اول و عشق میان مادر و فرزند در مرتبت دوم و عشق میان زن و مرد در مرتبت سوم است . بعضی ها رفاقت را هم عشق میدانند اما، رفاقت را همه نمیتوانند درک کنند و از آن فقط لاف زدنش را بلدند. رفاقت مقدس تر از عشق است آنجایی که ،رفیق باشد اما امروز